مدتی پیش از طرف مدیر گروهمان به سمیناری تحت عنوان توسعه سفر های ارزان قیمت دعوت شدیم. موضوع سمینار برای من بسیار جالب بود به خاطر همین بسیار مشتاق بودم که هرچه زودتر در این همایش شرکت کنم.
بلآخره روز موعود فرارسید، پس از اینکه ساعت ۹ صبح در مکان برگزاری همایش حاضر شدم، اولین شوک به من وارد شد، چون بسیار خلوت بود و حدود ۳۵ نفر بیشتر حاضر نبودند که ۱۵ نفر از آنها هم کلاسی های خودمان بودند.
پس از قرائت قرآن و خوش آمد گویی مجری محترم و اعلام برنامه، سخنرانی آغاز شد. هرچند که شاید کمی تند رفته باشم ولی شوک بعدی همین جا بود چون میزبانان و دست اندرکاران برگزاری سمینار واقعا در این زمینه سواد و معلوماتی نداشتند و خلاصه فقیر بودند.در تمام طول این همایش بنده منتظر بودم تا در میان اینهمه آسمان و ریسمان بافیدن و نان به هم قرض دادن ها صحبتی هم از توسعه سفر های ارزان شود چون آن طور که از موضوع سمینار برمی آمد هدف هم همین بود.
مواردی که در این سمینار مطرح شد:(تمامی مواردی که ذکر خواهد شد،از سوی سخنرانان بدون هیچ توضیحی بیان شده است و احتمالا به طور اتفاقی در میان جملات آنها ظهور کرده و از آنجا که وقت گیر و از حوصله خارج بوده از توضیحات بیشتر در مورد آنها خودداری شده است، به عنوان مثال در مورد اهمیت اطلاع رسانی شما دیگر نمیدانید چه کاری باید انجام دهید فقط باید بدانید اطلاع رسانی اهمیت دارد.)
-
جاانداختن فرهنگ استفاده از گردشگری و شناسایی جاذبه ها و معرفی آنها.
-
اهمیت اطلاع رسانی در جهانگردی
-
جهانگردی نه تنها صنعت بلکه یک علم، هنر و معرفت است.
-
در کل ۶۰ همایش با مشارکت بخش خصوصی و دولتی به منظور اطلاع رسانی و برقراری تعامل میان سازمان ها.
-
براساس اعلام سازمان جهانی جهانگردی ورود هر ۶ جهانگرد خارجی به داخل کشور یک شغل و ۶۰ مسافر داخلی یک شغل ایجاد می کند.
-
مالزی در سال ۲۰۰۲ زمانی که تبلیغات را مناسب و تامین کننده نیازهایش ندید هزینه تبلیغات را به آژانس ها انتقال داد که پرواز به مالزی مجانی باشد.
-
۶۵۰ تاسیسات تحت نظارت سازمان میراث فرهنگی و گردشگری است اما تا همدیگر را (دستگاه ها) نشناسند به توسعه نخواهیم رسید.
-
راه های رفع موانعی که در این سمینار مطرح شد:
-
حضور در نمایشگاه ها و تبلیغات وسیع(باور کنید از راه ها بیشتر از این گفته نشد حتما همین راه خودش خیلی راه)
-
تبلیغات هزینه نیست بلکه سرمایه گزاری برای پیشبرد اهداف است که نبود آن موجب عقب ماندن می شود.
-
علت نامی ما ناکارآمدی روابط عمومی است.(همین و همین)
-
توسعه اقتصادی از اشکال مهم توسعه به حساب می آید.
-
جهانگردی مقوله ای است که با زندگی فرد در خارج از محل زندگی او ارتباط دارد.
-
۹۵٪ از شاغلان در هتل های تهران آموزش دیده نیستند.
-
رستوران ها و مکان های زنجیره ای قابل اطمینان و سفرهای گروهی ارزان(تنها موردکی که مرتبط با موضوع سمینار گفته شد همین یک جمله بود.)
این از سمینار(به قول بعضی از بچه ها سمیناهار) اول.که تنها دستاورد ما جوجه کبابی بود که جای شما خالی صرف شد.
پس از مدتی در حدود یک ماه بعد مجددا به سمیناری تحت همین عنوان دعوت شدیم. بی برنامگی اول همین جا بود چون قرار بود محل برگزاری سمینار در شهر دیگری باشد، خب ما هم خوشحال شدیم، به خودم گفتم احتمالا یادشان افتاده که در سمینار اول در مورد همه چیز صحبت شد به جز موضوع سمینار که توسعه سفرهای ارزان قیمت بود و حالا قصد جبران دارند.
ساعت برگزاری سمینار ۹ صبح بود، حدود ساعت ۹:۳۰ در محل حاضر بودیم ولی خب تامیزبان حاضر نباشد مهمانی شروع نمی شود. تا ساعت ۱۰:۳۰ که سمینار شروع شد. طبق معمول بعد از قرائت قرآن و خوش آمدگویی، سخنرانی شروع شد.(البته خوش آمدگویی توسط سخنران اول گفته شد چون برخلاف سمیناهار قبلی مجری هم وجود نداشت هم حضور تا اعلام برنامه کند.) در این سمینار هم گذشته از ناهماهنگی در برگزاری و دعوت از مدعوین عزیزتر از جان، سخنرانی کلیشه ای و عدم تسلط بر مطالب مورد بحث بیش از هر چیز آزار دهنده بود.
مطالبی که در این سمینار ارائه شد:
-
تعریف تور
-
حمد و سپاس خداوند برای اینکه ما مازندرانی به این سرسبزی داریم.
-
گزراندن اوقات فراغت
یکی دیگر از ایراداتی که بهاین همایش وارد بود از یک طبقه و سطح معلومات نبودن مهمانان بود که همین امر موجب شد مطالب بیش از حد سطحی باشد و به دور از تخصص باشدالبته اگر این شرط برای مهمانان محترم برقرار می بود بسیار بعید بنظر می رسید که سخنرانان هم این توانایی را برای ارائه مطالب داشته باشند.
مطالبی که در این سمینار ارائه نشد:
-
عمده ترین اینکه راجع به موضوع سمینار هیچ بحثی صورت نگرفت.
-
تعریف های اساسی و اصلی
اما جالب ترین نکته ای که یکی از سخنرانان به آن اشاره کرد برگزیده شدن این سمینار در میان سمینارهای برگزار شده در سطح کشور بود و نکته بعدی نگاه و ادبیات یکی از سخنرانان به مقوله جهانگردی در ایران بود که از آن به عنوان و با عبارت ارث یاد می کرد و دائما تاکید داشت که ما باید ارثمان را از جهان بگیریم... .
و در پایان هم مانند سمیناهار اول چیزی که نصیبمان شد جوجه کباب بود.
قضاوت با شما
تنها چیزی که باقی ماند این است که آرزو کنیم (به جز سلامتی دست اندرکاران)،پول مردم دیگر به این شکل دور ریخته نشود.همین.
شاد و سلامت باشید![]()
پیشینه
نام کرمان از نام یکی از ده شاخه اصلی پارسیان که به جنوب ایران آمدند گرفته شده است. شاخههای اصلی پارسیان اینها بودند:پاسارگادی، مارافی، کرمانی، ماسپی، پانتیالی، دِروسی، دایی، مَردی، دروپیکی و ساگارتی.
وجه تسميه و پيشينه تاريخي
نام كرمان در دوره هاي قبل از اسلام، «بوتيا» و «كارامانيا» بوده است. برخي عقيده دارند كه كرمان دگرگون شده كلمه «كريمان» است و عده اي نيز آن را مشتق از «كارمانيا» قديم به معني «جايگاه دلاوري و نبرد» ذکر مي کنند. در حالي که تواريخ عرب و يهود، «كرمان» را فرزند هيتال يا هپتال از نبيره هاي نوح مي دانند، كتب فارسي از طهمورث به عنوان جد وي ياد مي کنند. هرودوت از شش نژاد فارسي نام مي برد كه يكي از آن ها «گرمانيان» است. مركز كرمان را در قديم «گواشير» و «بردشير» مي خواندند. «گواشير» در اصل «كوره اردشير» يعني شهر اردشير بوده که به تدريج «گواشير» شده است.
از لحاظ تاريخي سابقه سكونت و استقرار انسان در ديار كرمان به هزاره چهارم قبل از ميلاد مي رسد. اين منطقه يكي از قديمي ترين نواحي ايران به شمار مي رود و در گذر زمان، گنجينه هاي فرهنگي، تاريخي گرانبهايي در آن پديد آمده است كه نمايان گر روند تاريخي و حيات اقتصادي ـ اجتماعي آن است. وجود هر فضاي تاريخي در كرمان بيان گر بخشي از زوايا و ابعاد زندگي مردم و حكومت هاي اين مرز و بوم مي باشد. تاسيس و تخريب، مرمت و انهدام، همه نشان گر حيات پر جنب و جوش اين ديار ناشناخته است. کمي آثار تاريخي كرمان در مقايسه با شهرهايي چون اصفهان و شيراز به دليل آسيبي است كه حوادث ناگوار تاريخ در اين منطقه پديد آورده است. همين معدود آثار نيز نشانه توانايي، پايداري و كوشش هاي مردم اين خطه از كشور است.
کرمان در زمان هخامنشیان بخشی از شَهرب (ساتراپی) فارس به شمار میرفت. از شهرهای کهن این سامان سیرجان (شیرگان باستان)، بردسیر (به اردشیر باستان)، گُواشیر (کرمان امروزی)، فهرج (پهره باستان) و ارگ بم، نرماشیر، راین و جیرفت است.
ویژگیهای طبیعی و اقلیمی
بلندیهای استان کرمان دنباله رشته کوههای مرکزی ایران است که از چین خوردگیهای آتشفشانی آذربایجان آغاز میشود و تا بلوچستان امتداد مییابد و دنباله آن را در فلات مرکزی، حوزههای پست داخلی و کویر چندین بار قطع میکنند.كوه هزار مرتفع ترين قله استان كرمان و جنوب ايران است و ارتفاع آن 4501 متر مي باشد و در غرب شهر راين قرار دارد. تنوع آب و هوایی استان کرمان به دلیل شرایط خاص اقلیمی در خور توجه است .در نتیجه این شرایط اقلیمی، در واحی شمال، شمال غربی و مرکزی آب و هوا خشک و در جنوب و جنوب شرقی گرم و مرطوب است. بارندگیهای ۳۰-۶۰ میلیمتری دشت نرماشیر و شهداد و ۲۵۰-۴۰۰ میلیمتری کوههای ده بکری و جبال بارز، خود گویای مناطق اکولوژیک متفاوت در این استان است. رژیم بارندگی اغلب به صورت باران است و در محدوده آبان ماه تا اردیبهشت ماه قرار دارد و از بادهای غربی و شمال غربی منطقه تغذیه میشود که اغلب موسمی و خشک است و به دلیل در برداشتن انبوه خاک و شن رطوبت نسبی هوا را تقلیل میدهد.
شهداد که در کویر لوت قرار گرفته از کانونهای فراوردن مرکبات در ایران است.
باغ های پسته رفسنجان، نخلستانهای بم، موزستانهای جیرفت همه از کشتگاههای بزرگ ایرانند. مس سرچشمه، مناطق آزاد سیرجان و بم و شهر کرمان هم از مناطق صنعتی این استانند. جیرفت را بخاطر آب و هوای گرمسیری و آب فراوانش، هندوستان ایران نامیده اند. جیر در گویش بومی آنجا یعنی زیر و جیرفت یعنی زیر اُفت،زیرا منطقه جیرفت در زیر کوههای بلند پارچ (جبال بارز) افتاده است.
موقعیت جغرافیایی و تقسیمات کشوری
براساس آخرین تقسمات کشوری، استان کرمان دارای ۱۱ شهرستان، ۷ شهر و ۳۱ بخش است. شهرستانهای آن عبارتاند از: بافت، بردسیر، بم، جیرفت، رفسنجان، زرند، سیرجان، شهربابک، کرمان، کوهبنان، و کهنوج.
استان كرمان در جنوب خاوري ايران واقع شده و از شمال با استان هاي خراسان و يزد، از جنوب با استان هرمزگان، از خاور با سيستان و بلوچستان و از باختر با استان فارس همسايه است. اين استان از نظر جغرافيايي بين 55 درجه و 25 دقيقه تا 32 درجه ي پهناي شمالي و 26 درجه و 53 دقيقه تا 29 درجه و 59 دقيقه ي درازاي خاوري از نصف النهار گرينويچ قرار گرفته است. استان كرمان يکي از پهناورترين استان هاي ايران است که حدود 11 درصد از خاک ايران را در بر گرفته است. اين استان يكي از مرتفع ترين استان هاي كشوربوده و شهرستان بافت آن با 2250 متر ارتفاع از سطح دريا مرتفع ترين شهرستان استان است. ميزان بارندگي به حدود 120 ميلي متر در سال مي رسد. در سرشماري سراسري سال 1375 جمعيت اين استان 2008565 نفر برآورده شده است. راه هاي دسترسي به استان کرمان عبارتند از.
ـ راه آسفالته اصلي تهران ـ بندرعباس از رفسنجان و سيرجان عبور مي كند.
ـ راه آسفالته اصلي تهران ـ چابهار، نيز از شهر كرمان مي گذرد.
ـ راه آسفالته اصلي كرمان ـ فردوس ـ گناباد ـ تربت حيدريه ـ مشهد به درازاي 910 كيلومتر، به سمت شمال خاور
ـ راه آسفالته اصلي كرمان ـ جيرفت ـ كهنوج ـ بندر عباس به درازاي 546 كيلومتر، به سمت جنوب
ـ راه آسفالته اصلي كرمان ـ رفسنجان ـ شهر بابك ـ مهريز ـ يزد به درازاي 585 كيلومتر، به سمت شمال باختر
ـ راه فرعي راور ـ شيطور به درازاي 112 كيلومتر، به سمت شمالباختر
ـ راه آسفاته اصلي كرمان ـ بافت به درازاي 156 كيلومتر، به سمت جنوب
ـ راه اسفالته اصلي كرمان ـ زرند به درازاي 83 كيلومتر، به سمت شمال باختر
ـ راه آسفالته اصلي سيرجان ـ بافت به درازاي 129 كيلومتر، به سمت خاور
ـ راه آهن سراسري تهران ـ بندرعباس از استان كرمان، شهرستان سيرجان مي گذرد.
ـ راه آهن بافق ـ زرند ـ كرمان
ـ فرودگاه كرمان
ـ فرودگاه رفسنجان
ـ فرودگاه بم
ـ فرودگاه جيرفت
ـ فرودگاه سيرجان
صنايع و معادن
صنايع استان کرمان به دو دسته صنايع دستي و ماشيني تقسيم مي شوند. صنايع دستي شامل شال، پته و ترمه است كه به غير از پته دوزي باقي از رونق سابق برخوردار نيستند. صنايع دستي كارگاهي چون: قالي بافي، جاجيم بافي، گليم بافي و خورجين بافي از صنايع رايج اين استان به شمار مي رود. صنايع ماشيني استان به سه دسته كارگاهي كوچک، متوسط و بزرگ تقسيم مي شوند كه از اين صنايع مي توان سيمان، خانه سازي، نوشابه سازي، قند، ذغال سنگ و مس كه معروفيت جهاني دارد را نام برد. معادن استان در تامين مواد اوليه مورد نياز صنايع كشور نقش ارزنده اي بر عهده دارند. معادن سرشار آهن، ذغال سنگ، مس و ديگر فلزات چرخ هاي صنعت استان و كشور را به گردش در مي آورند. معادن ذغال سنگ قسمتي از نياز كارخانه ذوب آهن اصفهان را تامين مي كنند. منابع مس سرچشمه كرمان كه به گواهي كارشناسان از غني ترين و خالص ترين معادن مس درجهان به شمار مي رود، از مشخصه هاي ويژه اقتصادي استان کرمان محسوب مي شود.
از نظر اقتصادي منطقه ويژه و آزاد تجاري سيرجان اهميت استان كرمان را افزايش داده است. اين منطقه ويژه صرف نظر از تاثيراتي كه در توسعه اقتصادي كل استان داشته، از ديدگاه توسعه جهانگردي نيز اهميت زيادي دارد. سيرجان گذرگاه اصلي انتقال كالا به كشورهاي خاور ايران و هم چنين اروپا و خليج فارس بوده و مسير رفت و برگشت كليه كالاهاي تجاري از بندر شهيد رجايي هرمزگان به كشورهاي آسياي ميانه، قفقاز و روسيه است. در واقع اين شهر محل اتصال كليه محورهاي ترانزيتي و حمل و نقل كالا از جنوب به شمال، خاور و باختر ايران و ساير كشورهاي شمالي، خاوري و باختري اروپا و خليج فارس است. راه ترانزيت اصلي زميني (جاده اي و ريلي) از طريق بندر شهيد رجايي به استان هاي بزرگ و صنعتي كشور(كرمان ـ فارس ـ يزد)، از مسير اين شهرستان و منطقه ويژه اقتصادي عبور مي كند. اين منطقه به عنوان يك قطب اقتصادي ويژه بر بستر مزيت هاي باراندازي، در ساختار اقتصادي استان كرمان نقش و موقعيت قابل توجهي را احراز كرده است و در آينده نيز بر اهميت اين جايگاه اقتصادي افزوده خواهد شد.
مکان های دیدنی و تاریخی
مكان هاي ديدني و تاريخي استان كرمان عبارتند از: كوير لوت, رودخانه هليل رود, كوه هاي هزار, جوپار, لاله زار, باغ بالا, خيبر, قبله, ارگ بم, خرابه هاي شهر كمادين, گنبد جبليه, مقبره خواجه اتابك, قلعه قهقه, قلعه كهنه, گنبد مشتاقيه, مسجد ملك, مسجد جامع, مسجد امام, قلعه سودك, گورستان دژيمند, باغ شاه زاده ماهان, مزار شاه نعمت الله ولي, قلعه ستگ, زيارت گاه شاه زاده حسين, حمام گنج علي خان, مجموعه وكيل, مجموعه ابراهيم خان, ميدان گنج علي خان, مسجد چهل ستون, آتشكده شاه فيروز, قلعه اردشير, قلعه دختر, موزه سكه, قلعه راين, ارگ جديد بم, گنبد سبز, تخت دريا قلي بيك و بازار كرمان.
منابع:ویکی پدیا و سایت مرکز گردشگری علمی فرهنگی دانشجویان ایران
دلم برای همتون تنگ شده بود
شاد و سلامت باشید
تعریف مشارکت زمانی:در مشارکت زمانی یک گروه از افراد حق استفاده از یک اقامتگاه تفریحی را بین خود تقسیم می کنند و هر یک در زمانی خاص از آن بهره می برند.معمولا مدت زمان استفاده یک هفته است بنابراین یک اقامتگاه حداکثر به ۵۲ نفر فوخته خواهد شد(تعداد هفته های یک سال)علاوه بر قیمت خرید مشارکت زمانی،معمولا استفاده کنندگان یک هزینه سالانه را جهت تعمیرات،نگهداری و مدیریت اقامتگاه خود پرداخت می کنند.
تاریخچه مشارکت زمانی:این مفهوم اولین بار در اواسط دهه ۶۰ میلادی در اروپا شکل گرفت و در سال ۱۹۶۹ در آمریکا مطرح شد.در سال ۱۹۷۵ در آمریکا ۴۵ اقامتگاه مشارکت زمانی زمانی با ۱۰هزار عضو وجود داشت.مشارکت زمانی از سال ۱۹۷۵ به عنوان سریع ترین بخش صنعت توریسم رشد و توسعه یافته است.پدیده مشارکت زمانی در اواخر قرن بیستم تکوین یافت.این پدیده جالب که کمتر از ۳۵ سال عمر دارد با سرعتی باورنکردنی در حال جهانی شدن است.هر روز که می گذرد کشورهای بیشتری به این صنعت جدید روی می آورند.زیرا یکی از راه های عمده جلب توریست و بهترین روش برخورداری از سفرهای تفریحی جذاب،پر کیفیت و کم هزینه است.عده ای بر این باورند که فکر مشارکت زمانی را یک مقاطعه کار انگلیسی در اسپانیا مطرح کرده است.ولی اعتقاد غالب این است که اولین بحث مشارکت زمانی در سال ۱۹۶۵ در یک تفرجگاه اسکی،واقع در کوه های آلپ فرانسه آغاز شد.در آنجا شعارهایی مطرح شد که ترجمه آزاد آن این است:چرا یک اتاق رزرو می کنید؟اگر هتل را بخرید ارزانتر است.
آنچه که عامل اصلی توفیق مشارکت زمانی شد،تشکیل دو شبکه تعوض جا در آمریکا،یکی اینتروال اینترنشنال(International Interval)واقع در میامی فلوریدا و دیگری ریزورت کاندومینیومز اینترنشنال(Condominiums International Resort)آرسیآی واقع در ایندیانا پولیس بود.از جمله کمپانی های بزرگ و موفق در این زمینه هیلتون،ماریوت،دیزنی،شرایتون و ... هستند.در ایران متاسفانه مشارکت زمانی تقریبا ناشناخته و تقریبا غیر فعال است.با این حال تعداد معدودی از شرکت ها در این زمینه فعالیت هایی انجام داده اند.
مدل های مختلف مشارکت:هفته ثابت،هفته شناور و هفته چرخشی(Fixed,Floating and Roating Weeks):در مشارکت زمانی به روش هفته ثابت،شما مالک یک هفته ثابت از سال می شوید و در طول مدت عضویت خود فقط قادر به استفاده از همین هفته ثابت هستید.مثلا هفته سوم ما فوریه هر سال متعلق به شماست.در هفته ثابت یک محدودیت زمانی برای خریدار و فروشنده ایجاد می گردد.در این واقعیت را هم نباید نادیده گرفت که ارزش همه هفته های سال نیز برای مسافرت یکسان نیست.
روش هفته چرخشی در واقع نوع اصلاح شده روش هفته ثابت است.بدین صورت که برای رفع مشکل ارزش متفاوت هفته ها در سال،هر مالک در هر سال یک هفته مشخص را استفاده می کند.مثلا اگر امسال هفته سوم فوریه استفاده شود سال بعد هفته دوم مارس استفاده می شود و الی آخر.در واقع خریدار در طول مشارکت خود همه هفته های سال با ارزش های مختلف را تجربه می کند.
روش هفته شناور آزادترین روش برای استفاده است.بدین صورت که شما حق استفاده از یک هفته اقامت را در سال دارید.زمان این هفته را خود شما در یک بازه زمانی خاص قبل از اقامت تعیین می کنید.معمولا در این بازه زمانی بین دو ماه تا دو سال است.
آمار و ارقام مشارکت زمانی:در حال حاضر در آمریکا آمار سود آوری و استفاده از اقامتگاه های مشارکت زمانی بسیار بالاتر از هتل هاست.به گونه ای که میزان فروش آن در سال ۲۰۰۴ بیش از ۸۷/۷ میلیارد دلار و در سال ۲۰۰۵ بالغ بر ۶/۸ میلیارد دلار بوده است.
همشهری/۴۲۹۷
امروز روز تولد وبلاگ صنعت توریسم و جاذبه های گردشگری بود،امیدوارم در این یک سالی که از شروع به کار این وبلاگ گذشت توانسته باشم به هدفم که همانا معرفی صنعت توریسم و جاذبه های گردشگری است،رسیده باشم و تمام سعی این حقیر در این است که شما مطالب مفیدی بخوانید.اما قطعا ضعف ها و کاستی هایی وجود داشته و دارد که امیدوارم با همکاری و حمایت همیشگی تمامی شما عزیزان روز به روز از نقصان ها کاسته شود.در آخر باز هم تشکر می کنم از همه شمایی که وقت گرانبهای خود را برای خواندن مطالب این وبلاگ صرف می کنید.
شاد و سلامت باشید
شیراز مرکز استان فارس بوده و در عرض جغرافیایی ۳۷و۲۹درجه و طول جغرافیایی ۳۲و۵۲درجه واقع شده است.ارتفاع متوسط این شهر از سطح دریا ۱۴۸۸ متر است.شهرستان شیراز که شهر شیراز مرکز آن است شامل ۶ بخش و ۶ شهر و ۲۲ دهستان است.فاصله این شهر تا تهران ۸۹۵ کیلومتر و تا اصفهان ۴۸۱ کیلومتر و تا بندر بوشهر ۳۲۰ کیلومتر است.مساحت کل شهرستان ۲۲۰ کیلومتر مربع است.شهر شیراز دارای دو بافت قدیمی و جدید است،بافت قدیمی شهر در زمان های مختلف دروازه های متعددی داشته و شامل محلات مختلفی بوده است و بافت جدید آن نیز در اطراف محلات قدیمی شهر و در حاشیه شهر گسترش یافته است.
آب و هوای این شهر نسبتا معتدل بوده و به همین علت باغ های سرسبزی در تمام شهر پراکنده می باشد که باعث اعتدال بیشتر در هوای شهر گردیده است.طی دوره سی ساله اخیر متوسط درجه حرارت این شهر۶/۱۷ درجه سانتیگراد،حداقل مطلق آن ۱۴-درجه سانتیگراد و حداکثر مطلق آن ۴۳ درجه سانتیگراد است.متوسط بارندگی سالانه این شهر حدود ۳۲۸ میلیمتر و معدل تعداد روزهای یخ بندان در طول سال در حدود ۵۱ روز است.
وضعیت اقتصادی و اجتماعی
اساس اقتصاد این شهر برپایه کشاورزی و دامپروری استوار است.جمعیت این شهر در آبانماه سال ۱،۰۵۳،۰۲۵،۱۳۷۵ نفر بوده است که مانند بسیاری از شهرهای دیگر به علت مرکزیت و وجود یکی از معروفترین دانشگاه های ایران ،مراکز فرهنگی متعدد،مراکز تجاری،سیاسی و اداری هر روز رو به افزایش است و قابل ذکر می باشد که در زمان جنگ تحمیلی بسیاری از مردم جنوب کشور به این شهر مهاجرت کردند که بعد از جنگ نیز آنجا را ترک ننمودند.زبان اکثریت مردم شیراز فارسی است،ولی زبان های رایج دیگر شامل ترکی،کردی،عبری،عربی،آسوری و ارمنی نیز تکلم می شود.
تاریخچه
سرسبزی و زیبایی این شهر آن را معروف به شهر گل و شعر و عنوان عروس شهرهای ایران نموده است،قدمت طولانی دارد و بیشتر جهانگردان جهان راجع به آن گزارش هایی نگاشته اند و آن را مرکز علم و تمدن دانسته اند و سابقه آن را به دوران پیش از اسلام نسبت می دهند.در مورد پیدایش شهر شیراز دو نظریه مختلف وجود دارد.عده ای عقیده دارند این شهر در دوره اسلام،سال ۷۴ هجری احداث شده است.برخی دیگر با توجه به الواحی که در تخت جمشید به دست آمده است معتقد هستند که قدمت شیراز به قبل از اسلام برمی گردد.از جمع بندی این داده ها،می توان نتیجه گرفت که شیراز قبل از اسلام شکل شهری نداشته است ولی در دوره اسلامی به پیشرفت و شکوه می رسد.کاوش های اطراف قصر ابونصر و شهرهای با نام اردشیر و شیراز ثابت می کند که قدمت بنا به اواخر دوران اشکانی یا اوایل دوره ساسانی می رسد.امیر ابو کالینجار در سال ۴۳۶ هجری قمری مسجد جامعی در شیراز بنا کرد و در دوره صفاریان بر رونق شیراز افزوده شد.دیلمیان-مخصوصا عضد الدوله دیلمی- برای آبادانی شیراز بسیار کوشید.آل مظفر و اتابکان فارس نیز در آبادانی شیراز کوشیدند،و تیموریان به شیراز آسیب فراوانی زدند.در دوران صفویه شیراز مرکز ایالت فارس بود.
برای توجیه نام این شهر به دو دلیل کاملا متفاوت اشاره شده است:
الف-شیراز نام نوعی غذا است که از شبت ریز کرده و ماست تهیه می شود.
ب-به علت وجود چراگاه های زیاد و حیوانات شیرده،این شهر را شیراز نامیده اند.
صنایع دستی
صنایع دستی معروف این شهر،حصیر بافی،سفال سازی،نقره سازی،قلمزنی،خاتم کاری،رنگ کاری،درودگری و منبت کاری است.
شاد و سلامت باشید
روشن نیست چرا شهریورگان از شمار جشن های آتش به شمار رفته است چه بسا که جشن محلی بوده مربوط به ایالتی از ایران که درگاه شماری آغاز ماه شهریور مصادف با آغاز زمستان می شده است.ابوریحان بیرونی می گوید:خورشید موبد گفته که از آذر جشن روز اول این ماه بود...و این عید از روزهایی است که مردم تخارستان آن را معمول می داشتند و این آتش را برای تغییری که در هوا پیدا شده که اول زمستان است می افروختند ولی در زمان اهل خراسان این عید را در آغاز پاییز می گیرند و این روز،روز مهر است که اول گهنبار پنجم است و آخر آن روز بهرام است و در این روز خداوند جانوران را آفرید و نام آن را مدیا میریم (=منیذ یائیریه-مید یارم-در دی ماه (شانزدهم تا بیستم)).
چه بسا که شهریورگان که آذر جشن نامیده می شد،همان جشن آذرگان یا جشن ویژه آتش است که در روز نهم از ماه آذر برگزار می شد.آنچه که ابوریحان درباره این جشن آورده آن است که معنی واژه شهریور دوستی و آرزوست:زادویه گفته استکه این روز را آذر جشن می گویند و این روز برای آتش هایی که در خانه مردم است عید است و این عید در قدیم آغاز زمستان بوده و در این عید آتش های بزرگ در خانه ها می افروختند و عبادت خداوند و ستایش او را زیاد می نمودند و برای صرف غذا و دیگر شادمانی ها به گرد هم جمع می آمدند و این آتش را برای رفع سرما و خشکی که در زمستان حادث می شود می افروختند و می گفتند انتشار حرارت چیزهایی را که برای نباتات زیان آور باشد دفع می کند.
اما گردیزیگونه ای نوشته که آذر جشن و شهریورگان در همان آخر تابستان بوده نه آغاز زمستان:این روز شهریورگان را آذر جشن گویند زیرا که او اندر آخر ایام تابستان است و او اول تغییر هوا بود و میل کردن آن به سردی و رغبت مردمان به آتش افروختن پیش خویش.هرگاه سال خورشیدی درست و به هنگام خود باشد به هیچ وجه آخر تابستان و یا چهارم شهریور از لحاظ تغییر و دگرگونی هوا موقعیتی نیست که میل به آتش افروختن در مردو بیدار شود بلکه این میل در اواخر پاییز یا همان جشن آذرگان باشد که به مناسبت عدم محاسبه کبیسه جا به جا شده باشد نمی توان به قاطعیت سخن گفت هرچند که کلام و اشاره ابوریحان بیرونی در تایید این نظر است.
در سطور گذشته اشاره شد که به موجب عدم محاسبه کبیسه ها امکان این که دو آذر جشن یکی باشد بعید به نظر نمی رسد.آذر جشن باید در آغاز زمستان یا اواخر پاییز برگزار گردد.هرگاه تقویم درست باشد و کبیسه اجرا گردد آذر جشن در جای خود یعنی نهم ماه آذر یا اوایل دی ماه برگزار می شود.اما این که ابوریحان آورده به نقل از گفته زادویه که از آذر جشن اول شهریور می بوده و یا چهارم آن هنگامی است که به موجب عدم اجرای کبیسه نوروز و اعتدال ربیعی یعنی آغاز بهار و قرار گرفتن خورشید در برج حمل در سال سیار بود و آغاز بهار یا بهار جشن=وهار جشن مصادف با اول آذر ماه می شد.به همین جهت با توجه به آن که آذر اول بهار محسوب می شد متوجه می شویم که اول شهریور آغاز زمستان بوده که آذر جشن را برپا می کردند.
برگرفته از ماهنامه صاعقه
مطلب بعدی معرفی یکی از همان شهرهایی است که در فرم نظر سنجی درج شده تا الآن که زنجان پیشتاز است حالا باید دید تا هفته ی بعد دوام می آورد یا خیر.
شاد و سلامت باشید
اردبیل در زمان خلفای بنی امیه مرکز ایالت آذربایجان شد و بواسطه موقعیت جغرافیایی خاصی که پیدا کرده بود ،بارها در معرض تهاجم و حملات قبایل مختلف قرار گرفت.(در زمان خلفای عباسی شهر تبریز شهرت و معروفیت اردبیل را تحت شعاع قرار داد.)در سال ۶۰۶ یکی از سرداران گرجی،همزمان با حمله سپاهیان مغول به این شهر حمله کردند و به قتل و غارت پرداختند.یک قرن بعد ،اردبیل مرکز اقامت شیخ صفی الدین اردبیلی جد اعلای سلاطین صفوی شد در این زمان بود که اردبیل به منتهای قدرت و عظمت خود رسید.تاریخ اردبیل تا دو قرن بعد از فوت شیخ صفی الدین توام با تاریخ اعقاب این عارف بزرگ و معروف است.در سال ۹۰۶شاه اسماعیل به کمک سربازان قزلباش بر اردبیل تسلط یافت و در مدت کوتاهی آذربایجان را از چنگال آق قویونلوها در آورد و تبریز را پایتخت خود کرد.در سال ۱۱۳۸ ترکان بر اردبیل دست یافتند و چهارسال بعد نادرشاه افشار آنها را بیرون راند .در آغاز قرن ۱۹م،عباس میرزا فرزند فتحعلیشاه اردبیل را مرکز ستاد سپاهیان خود قرار داد.با شروع جنگ بین ایران و روس،قوای روس تزاری به اردبیل حمله کرد آن را به تصرف خود درآورد.پس از امضا عهدنامه ترکمنچای اردبیل به ایران بازگردانده شد.در زمان ناصرالدین شاه و همچنین پادشاهی رضا شاه برای ترمیم خرابی های ابنیه تاریخی اردبیل اقدامات موثری صورت گرفت.
در مورد وجه تسمیه این شهر نیز گفته شده است:چون بنای شهر اردبیل را به پیروز پادشاه ساسانی نسبت داده اند،به همین دلیل آن را بازان پیروز یا پیروز آباد و بالآخره فیروز گرد می نامیدند.
اما خود کلمه اردبیل یک کلمه اوستایی است.اردبیل یا آرتاویل از دو کلمه آرتا ـ ارد به معنی مقدس و بیل ـ ویل به معنی جایگاه ـ شهر تشکیل شده است و ترکیب آنها به معنی شهر یا جایگاه مقدس است.
اطلاعات عمومی شهر: اردبیل مرکز استان اردبیل است و طول و عرض جغرافیایی آن به ترتیب ۱۸و۴۸ و ۱۵و۴۸ درجه است و ارتفاع این شهر از سطح دریا ۱۳۱۴ متر است.شهرستان اردبیل دارای ۳ بخش به نام های نمین،نیر و میر،۱۱ دهستان و ۳ شهر است.فاصله شهر اردبیل تا تهران ۵۸۸ کیلومتر است.بافت شهر اردبیل به صورت تارعنکبوتی است که به تبع آن اغلب خیابان های شهر به استثنای چند مورد منحنی شکل است.آب و هوای این شهر در زمستان ها سرد و در تابستان ها معتدل است بطوریکه در زمستان یکی از سردترین شهر های ایران است.طی دوره سی ساله اخیر متوسط درجه حرارت سالانه شهر اردبیل ۷/۸درجه سانتیگراد و این در حالی است که حداکثر مطلق درجه حرارت تا ۲/۳۸ درجه و حداقل مطلق ۸/۳۳- درجه نیز گزارش شده است،همچنین بارندگی سالانه این شهر ۳۱۲ میلیمتر و متوسط تعداد روزهای یخبندان در طول سال در حدود ۱۳۵ روز است.
وضعیت اقتصادی و اجتماعی: اردبیل شهری صنعتی،کشاورزی،توریستی و ترانزیتی است.این شهر علاوه بر قطبی تجاری بودن،به خاطر آثار باستانی و آب های معدنی،معروف است.تاورنیه سیاحمعروف فرانسوی در مورد اردبیل می گوید:این شهر به دو جهت اهمیت دارد یکی به واسطه تجاری ابریشم که در گیلان بدست می آید و دیگری مقبره شیخ صفی الدین اردبیلی.
مردم اردبیل تا آغاز عصر صفوی به زبان های فحلویات آذری تکلم می کردند.این زبان شامل لهجه های قدیم آذربایجانی،تبریزی و اردبیلی بود.از اواسط عمر صفوی این لهجه ها به کلی برافتاد و جای خود را به ترکی آذری داد.
نقاط دیدنی اردبیل:بناهای تاریخی مذهبی:۱-مقبره شیخ صفی الدین و بناهای متعلق به آن ۲-بقعه شیخ جبرائیل ۳-بازار اردبیل ۴-بقعه کورائیم ۵-پل پنج چشمه و ... اکوتوریسم: ۱-دریاچه شورابیل ۲-دریاچه نئور ۳-سبلان ۴-چشمه بیله دره ۵-چشمه معدنی بوشلی و ... موزه:۱-گنجینه چینی خانه(آرامگاه شیخ صفی الدین اردبیلی)


بهترین ها برایتان
سلام
بعد از مدت ها برگشتم تا دوباره از چیزی بنویسم که دوستش دارم و از اینکه تاخیر من این بار طولانی شد باید معذرت خواهی کنم .
چون تابستان است و معمولا سفر بخشی از اوقات فراغت مردم را در این فصل پر می کند می خواستم در پست تابستانی جاذبه ها و مکان ها و ... را معرفی کنم اما دوباره موضوع دیگری ذهنم را مشغول کرد که بد نبود برای شما هم بگویم تا با هم به آن فکر کنیم و هم بحث فرهنگ گردشگری را که چند پست است به اصطلاح به آن گیر دادم به یکجایی رسانده و حداقل یک نتیجه گیری بتوانیم پیش خودمان داشته باشیم تا پرونده ی این بحث را ببندیم و بعد از آن به جاذبه ها می پردازیم ، البته اگر شما مکانی در نظرتان است با یک اشارهپته ی آن مکان را برایتان روی آب هویدا می سازم.( ببنید چقدر گفتما از پارسال تا حالا دارم می گم درباره موضوعاتی که در رابطه با صنعت گردشگری براتون جالبه یه کامنت ناقابل بذارید تا اگر در حد معلومات این حقیر بود براتون بگم،این صد هزار دفعه)
قبل از اینکه به اصل مطلب برسیم یک شفاف سازی باید صورت گیرد یا شاید هم یک جوابیه باید صادر گردد،اصولا اینجانب معتقد است برای پیشرفت در هر زمینه ای باید قبل از همه چیز معایب شناسایی شود در غیر این صورت می شود تیم ملی فوتبال کشورمان که چون دایم مسحور و مدهوش قدرت لژیونرها بودیم به هیچ جا نرسیدیم و بسیار مثال های دیگر.رفتن به سراغ نقاط قوت به خصوص در کشور ما بسیار بسیار آسان تر از یافتن نقاط ضعف است چون پیدا است به دلیل اینکه مانور بر روی آنها به دلیل انحراف افکار و خود فریبی و در حد پیشرفته تر عوام فریبی و سرپوش گذاشتن بر روی معایب بیشتر صورت می گیرد.
اینها را گفتم تا بدانید و بدانند که اگر مطلب من در زمینه ی فرهنگ و جامعه زیاد شاد نبود فقط و فقط به خاطر این بود که من خواهان پیشرفت صنعت توریسم در کشورم هستم.تمام این پرحرفی به خاطر صحبت های رفیق خجسته ای بود که می گفت حسن بگو ،عیب نگو،اما گویا حواسش به این نبود که تبلیغ اصلی توریسم بر عهده توریست هایی است که به جایی سفر کرده و در بازگشت برای دوستان خود تعریف می کنند،این یعنی یک زنجیر اگر ما بخواهیم با فریب توریست بیاوریم فقط به حلقه اول زنجیر رسیده ایم نه توسعه پایدار و نه هیچ چیز دیگر.
دوستان بدانید که من در این وبلاگ در حال حاضر قصد تبلیغ و ان هم از نوع دروغینش ندارم.هدف بنده از آغاز به کار وبلاگ صنعت توریسم در اختیار قرار دادن اطلاعات مفید و صحیح به همه شما دوستان بوده است و خواهد بود و تا جایی که در توانم باشد به این راهی که با علاقه در آن پا گذاشته ام ادامه خواهم داد،پس ای دوستان بیایید اول بسازیم بعد تبلیغ کنیم.
اما اصل مطلب این است که حدودا 3 ماه پیش بود که مشغول مطالعه کتاب جغرافیا و صنعت توریسم بودم که به تیتری به نام سیاست ها و اهداف توریسم در توسعه اقتصادی- جتماعی کشور برخوردم ،فکر کردم این مطلبی است که می تواند به سوال های ذهنم در رابطه با اینکه چرا وضعیت گردشگری کشور ما به این گونه است جوابی بدهد (هرچند که این طور نشد) آن موقع به دلیل درگیری که با مسایل دیگر داشتم این مطلب به فراموشی سپرده شد اما دو روز پیش بود که مشغول صحبت کردن با یکی از دوستان بودم اتفاقی او هم به همین مطلب اشاره کرد ،حالا این مطلب چه بود؟
برای همان تیتر 6 هدف و سیاست ذکر شده بود که حالا من آنها را به ترتیب می نویسم تا بدانید چه تصوری از توریسم در ذهن مسئولان سیاست گذار ما وجود دارد : 1- ایجاد زمینه هایی برای صدور انقلاب اسلامی از طریق توسعه صنعت جهانگردی و ... !!!! 2- شناسایی نقاط دیدنی 3- افزایش منابع تولید ارز از طریق جذب گردشگر 4- بهره برداری صحیح از سرمایه گذاری ها 5- ایجاد زمینه های مناسب برای سفر ایرانیان به خارج از کشور 6- استفاده از فرهنگ و هنر های سنتی و بومی برای عرضه به خارجی ها و جلوگیری از ورود فرهنگ بیگانه و غربی.
در مورد بحث های 2و3و4و5و6 در گذشته مطلب هایی را در همین وبلاگ نوشته بودم موضوعی که ذهن من را به خود مشغول کرد مورد 1 بود که صدور انقلاب اسلامی از طریق توسعه صنعت جهانگردی یعنی چه؟
اگر منظور شناسایی فرهنگ به دیگران است که فکر نمی کنم فرهنگ ما فقط فرهنگ انقلاب اسلامی باشد اما اگر منظور این است که کاری کنیم که پیرو جمع کنیم تا همه جا انقلابی و اسلامی شود –که البته بار معنایی مطلب در این مورد بیشتر است- خیلی فکر خطرناکی است و می شود همان نابودی اسرائیل و آمریکاو... .
چرا ما هنوز به مفهوم دهکده ی جهانی پی نبرده ایم که هر روز افکار مردم جهان به یکدیگر نزدیک تر شده و اندک اندک معنا و مفهوم کشور و وطن عوض شده و از حالت سنتی خود خارج شده است؟ و خیلی چراهای دیگر .
در میان این همه چرا فقط یک چیز را نمی دانم تا زمانی که من دیگران را دوست نداشته باشم و به انها احترام نگذارم آنها هم من را دوست ندارند و به من احترام نخواهند گذاشت تا وقتی که ما همه را دشمن می بینیم و بد و خود را دوست می پنداریم و خوب وضع به همین منوال است و به طور واضح تر ، تا زمانی که ما به دیگر کشور ها احترام نگذاریم فکر صدور فرهنگ از جمله انقلاب اسلامی ،خنده دار است و باید مواظب باشیم که مبادا دیگران انقلاب خود را به کشور ما صادر کنند.
چرا ما عادت کرده ایم که به همه چیز رنگ امنیتی و سیاسی بدهیم،صدور انقلاب اسلامی یک مسئله سیاسی است و بیگانه با توریسم . اما تمام اینها برمی گردد به نگرانی از اینکه مبادا کم کاری ما در عرصه فرهنگ با آمدن گردشگر خارجی هویدا شود ولی ما نه تنها فرهنگ سنتی و تاریخ خودمان را حفظ نکردیم بلکه از فرهنگ و تاریخ جدیدی که برایمان ساخته شد هم دلزده شدیم و حال چطور ممکن است مردمان یک کشور به فرهنگ و تاریخ خود علاقه نداشته باشند و ما توقع داشته باشیم افرادی از کشوری دیگر احساس خوبی نسبت به فرهنگ و سنت و تاریخ ما داشته باشند و آن را بپذیرند ؟؟؟
شاد و سلامت باشید
توسعه و تغییر باعث پیشرفت می شود چیزی که در دنیای امروز ما هم اجتناب ناپذیر است به قول تامر «تنها مردگانند که تغییر نمی کنند». این توسعه و تغییر در همه زمینه ها بوده که یکی از انها اجتماع است امری که موجب تسریع در توسعه و تغییر و بدنبال آن پیشرفت اجتماع می شود، گردشگری است. کاری که گردشگری با فرهنگ و اجتماع می کند غیر قابل انکار است چون از طرفی هم موجب می شود فرهنگ و سنت محیط مقصد از حالت سکونی که ممکن است با گذشت زمان به آن دچار شده باشد بیرون بیاید و از طرفی دیگر می تواند زمینه بوجود آمدن فرهنگ و سنت جدیدی را در اجتماع میزبان فراهم بیاورد.
فرهنگ و سنت اجتماعی که مردم آن به آداب و رسوم خود علاقه مند هستند و برای آنها ارزش محسوب می شود، می تواند جاذبه ای برای گردشگران دیگر جوامع باشد چیزی که ما با داشتن ادعای چند هزار سال فرهنگ و تمدن از انجام آن به دلایل مختلف ابتدا غافل و اکنون عاجز ماندیم.
سازمان میراث فرهنگی و جهانگردی (که در سال ۱۳۴۲ با نام سازمان جلب سیاحان بوجود آمد و بعد زیرمجموعه فرهنگ و هنر قرار گرفت) هم فعالیت خاصی در زمینه فرهنگی انجام نداده است،مدتی پیش زمزمه هایی مبنی بر این بود که شاخه های رایزنی فرهنگی و گردشگری هم به فعالیت سفارتخانه های ایران در سایر کشورها اختصاص یابد که هنوز چنین مسئله ای تحقق پیدا نکرده است. این درحالی است که سفارت مالزی در ایران علاوه بر کارهای فرهنگی که انجام می دهد، در کنار سفارت با کارمندان بومی دفتر توریستی راه اندازی کرده اند.البته مقایسه اینکه چرا خیلی ها از ما جلوتر هستند در شرایط نامساوی درست نیست، آنها خواسته اند، برنامه ریزی کرده اند و موفق شده اند .
به راستی مشکل گردشگری کجاست ؟ مدتی پیش بود که در مجله یا سایت تخصصی در زمینه گردشگری از یک مسئولی که خواسته بود نامش فاش نشود همین سوال را کردند. او هم پاسخ داده بود: مگر بقیه مشکل ندارند که دائم از ما می پرسید، مشکل کجاست؟
اما می توان زیاد بودن تعداد سازمان ها و ارگان های دخیل در گردشگری هم که تعداد آنها بالغ بر ۱۶ می شود را مزید بر علت دانست و این تعداد سازمان ها و سلیقه ها موجب می شود که هرکس ساز خود را بزند که البته تنها حسنی که دارد این است که همیشه دلیلی برای بهانه گیری وجود دارد .
گذشته از تمام این مسائل این طور بنظر می رسد که آسمان گردشگری ایران با وجود رعد و برق فراوان، بارندگی کمی دارد. تمام ما باید تلاش کنیم که فرهنگ اصیل کشورمان را با رنگ امروز به مردمان دیگر کشورها معرفی کنیم تا بدانند ایران همیشه ایران است و آرزوی افرادی که برای از بین بردن تاریخ ایران و ساختن تاریخی دروغین در تلاش هستند ناکام خواهد ماند، همانطور که جناب سعدی فرموده است:
شب پره گر وصل آفتاب نخواهد رونق بازار آفتاب نکاهد
باقی بقایتان
سلام
بیشتر از سه هفته از آخرین پستم میگذره . ایندفعه خیلی طولانی شد . از همه ی شما دوستان که لطف دارید ممنونم و به خاطر این غیبت لازمه که معذرت خواهی کنم .
پست امروز بخشی از کنفرانسی که امروز هم ارائه دادم امیدوارم که براتون مفید باشه . یکی از دلایل تاخیر من هم همین پروژه بود که کلی کار برد و باعث شد ۷ .۸ تا کتاب گردن کلفت و ۷۰۰.۸۰۰ تا سایت رو بخونم
برای خودم یه کتاب درست کردم اما اینجا تقریبا ۳ صفحه می خونید.
«آیا در زمین گردش نکرده اند تا دل هایی داشته باشند که با آن بیندیشند یا گوش هایی که با آن بشنوند ؟ »
مقدمه :
الگوی جدید زندگی و تغییر و تحولات طبقه متوسط شهر نشین ، نوع جدیدی از پر کردن اوقات فراغت را به وجود آورده . چگونگی گذراندن تعطیلات عید و مقایسه ی آن با سال های نچندان دور نشان می دهد که الگوی فراغت از شیوه های قدیمی و گذراندن وقت در اجتماع فامیل فاصله گرفته و بسوی سفر کشیده شده است .
همانطور که می دانید تا قبل از انقلاب صنعتی سفر مختص به طبقه مرفه جامعه بود ، اما بعد از انقلاب صنعتی با پخش شدن پول بیشتر دست طبقه ی کارگر ، سفر گسترش پیدا کرد . بعد ها هم عوامل دیگری مثل صنعت غذای حاضری و اینترنت کمک زیادی به صنعت توریسم کردند . اما بطور کلی بالا رفتن سطح آگاهی و ضرورت دوری از محیط کار و فشار های ناشی از توسعه صنعتی باعث شد که جهانگردی به عنوان یک پدیده اجتماعی شناخته شود و توجه خاصی را به سمت خودش جلب کند .
جامعه شناسی توریسم این بحث را مطرح می کند که چرا توریست عکس جمع می کند و سرمایه دار سرمایه . سنت ها و تاریخ نقش مهمی در توریستی شدن محل دارند . توریست ها اگر دنبال یک منطقه ی صنعتی هستند ، دنبال یک منطقه صنعتی قدیمی هم هستند . با این حال نظر دیگر هم هست که توریست ها به دنبال زرق و برق هستند اما در مقابل این نظریه جامعه شناسانی که معتقدند توریست ها به دنبال تاریخ و قدمت هستند می گویند :نقاط توریستی کوچک اند ، شهر های بزرگ معمولی اند ، زندگی روزمره دارند ، گرانند و غیر دوستانه ، مردم تحت تسلط سازمان های پیچیده زندگی شان کم عمق و سطحی شده است پس دنبال واقعیت ها می گردند ، پس می روند تا در جای دیگر آن را جستجو کنند .
تا قبل از سال های 1950 مکتب های سوسیالیستی و رادیکالیستی که طرفداران زیادی هم داشتند به نحوی دست و پای مردم را برای سفر بسته بودند اما بین سال های 1950 تا 1960 جوانان اروپایی با کوله پشتی و با پای پیاده بدون هیچ مقصدی و یا هدف خاصی راه افتادند و قانونی و غیر قانونی از مرز ها می گذشتند و تعداد آنها آنقدر زیاد بود که از ماموران مرزبان هم کاری ساخته نبود ف این حرکت تا جایی ادامه پیدا کرد که حتی مردم هم به این جوانان کمک می کردند . جوانان سرگردان در میدان ها به یکدیگر مجله و کتاب هدیه می دادند و شیوه های ساده و ارزان آشپزی را یاد می گرفتند و بهت انگیزترین داد و ستد فرهنگی و اجتماعی تاریخ بشر به راه افتاد .
جهانگردی به عنوان یک پدیده اجتماعی :
در جهان امروز عواملی در جهانگردی بوجود آمده اند که می توان به عنوان پدیده های اجتماعی اجتناب ناپذیر از آنها نام برد :
رشد جمعیت / شهرنشینی روبه رشد و فشار های زندگی شهری / رشد ارتباطات و فناوری که موجب آگاهی می شود / رشد حمل و نقل / افزایش اوقات فراغت / افزایش مشاغل جهانگردی در تجارت جهانی .
الگویی وجود دارد که نشان دهنده ی سیر تکاملی و مرحله هایی است که صنعت جهانگردی در جامعه طی می کند . این مرحله ها عبارتند از : اکتشاف ، درگیری و مشارکت ، رشد و توسعه ، همبستگی ( استحکام و انسجام ) ، اشباع شدن ( رکود ) بعد از پشت سر گذاشتن این مرحله تجدید حیات و دوباره جوان شدن است . مرحله ی همبستگی تنها مرحله ای است که اثرات اجتماعی زیادی دارد .
بررسی آثار فرهنگی و اجتماعی جهانگردی از دودیدگاه :
(( منظور از اثرات اجتماعی تغییراتی است که در زندگی مردم جامعه ی میزبان به وجود می آید و این تغییر به دلیل تماس مستقیم اهالی و ساکنان بومی و جهانگردان است و منظور از اثرات فرهنگی تغییراتی است که در هنر ، آداب و رسوم و معماری مردم ساکن جامعه میزبان رخ می دهد .))
1- آثار مقصد بر گردشگر :
سلامت جسم و روان : ( شاید با خود بگویید این اثر چه ارتباطی به جامعه شناسی دارد ، اما تمام این اثر ها از تعامل فرد با جامعه حاصل می شود . ) همانطور که در مقدمه گفتم ، با صنعتی شدن زندگی و شرایط خاصی که بر جهان به سبب روند شتابان شهرنشینی و آلودگی های محیط شهری به وجود آمده.
کسب تجربه : از انجا که محیط مقصد ، محیط متعارف زندگی و کسب و کار گردشگر نیست ، و او شناخت کمی نسبت به مکان مورد بازدید دارد ، هر برخورد او با مقصد می تواند تجربه ای نو برای او باشد که موجب پختگی فرد می شود تا جایی که سعدی گفته :
بسیار سفر باید تا پخته شود خامی /// صوفی نشود صافی تا درنکشد جامی
قبل از اینکه دیدگاه بعدی را شرح دهم لازم است در مورد تعدیل شناخت گردشگر نسبت به مقتضیات فرهنگی-اجتماعی مقصد مطالبی را یادآور شوم :
موضوعی که از اهمیت بالایی برخوردار است تعمیق شناخت گردشگر از مقصد و واقعیات فرهنگی و اجتماعی آنجا است . البته ممکن است به دلایل سیاسی یا دیگر دلایل ، تبلیغاتی درست از محیطی توسط رسانه ها ارائه نشود که نمونه ی آن را در ایران داریم ، قضاوت قبل از سفر و بعد از سفر افراد خارجی که به ایران سفر می کنند با هم تفاوت دارد ، آنها ایران را نمی شناسند و اگر هم بدانند که چنین نقطه ای بر روی این کره ی خاکی وجود دارد تصویر ذهنشاناز مردمان ایران افرادی عقب مانده و بیابانگرد است .
2- تاثیرات فرهنگی اجتماعی گردشگری بر مقاصد :
هرچه تعداد گردشگران در محیطی بیشتر باشد تاثیر آنها هم برمقصد بیشتر است . البته نوع گردشگر هم بسیار مهم است به عنوان مثال گردشگران فرهنگی (گردشگران کاوشگر) وقتی به جایی سفر می کنند به شدت نسبت به رعایت قواعد فرهنگی جامعه مقصد خود را متعهد می دانند و به نوعی می کوشند تا احترام به سنت ها بگذارند در مقابل آنها گردشگران تفریحی هستند که معمولا کمتر چنین دغدغه ای را دارند . همانطور که می دانید گردشگر هم می تواند بر مقصد تاثیر بگذارد هم می تواند تاثیر بگیرد . به عنوان مثال یکپارچگی مقصد یا اصالت سنت هم در این زمینه تاثیر گذار است ، در جوامعی با پایه های فرهنگی قوی تاثیر پذیری از مهمان ها کمرنگ تر و در عوض شاید تاثیرگذاری بر آنها قدرتمند تر باشد . اما هرچه جامعه دچار چندپارگی فرهنگی باشد که حاصل شرایط بد اقتصادی و سیاسی و ... داد تاثیرپذیری آن از فرهنگ میهمان می تواند گسترده تر باشد .
گردشگران در راستای همان ناآشنایی کافی با محیط ممکن است مورد سودجویی قرار بگیرند مثل کلاهبرداری ، سرقت ، اخاذی از جرایمی هستند که با توسعه گردشگری یک مقصد احتمال دارد نسبت به گردشگران زیاد شود .
نحوه هزینه کردن : گردشگران هم ممکن است در مقاصد اثر بگذارند فرض کنید که گردشگران بیش از حد در مکانی خرج کنند ، و این امر حالت فخر فروشی به خود بگیرد این امر موجب شکاف میان جامعه محلی و گردشگران منجر خواهد شد . البته این موضوع هم بیشتر برای گردشگران تفریحی پیش می آید تا گردشگران فرهنگی .
تنوع بخشی : این مسئله در جوامع بسته در بلند مدت می تواند به باز شدن فضای اجتماعی و فرهنگی و تعامل بیشتر افراد در جامعه کمک کند اما در بعد افراطی می تواند به تهاجم فرهنگی تبدیل شود.
تهاجم فرهنگی : توریست های کشورهای صنعتی زمانی که به کشورهایی با فرهنگ سنتی می روند به همراه خودشان شیوه های رفتاری و لباس پوشیدن و غذا خوردن و نوشیدنی های خودشان را به میزبان عرضه می کنند ، در حقیقت نه داد و ستد فرهنگی بلکه هجوم فرهنگی در کار است . ورود میلیون ها بیگانه با رفتارهای غیر عادی برای فرهنگ های سنتی و اصیل می تواند اساس نظم اخلاقی جامعه میزبان را به هم بریزد و بدون شک در میان توریست ها افراد بی بند وبار هم هستند که این مسئله وضع را بدتر می کند .
الگوها و معیار های نامطلوب فرهنگی و اجتماعی فقط با ورود توریست های خوش گذران به کشورهای سنتی پخش نمی شود بلکه زمانی که جهانگردی از کشورهای سنتی به کشورهای دیگر به خصوص آنهایی که در حفظ ارزش های فرهنگی و شئونات اجتماعی و اخلاقی خود هیچگونه نظارت و حساسیتی ندارند وارد می شوند بازهم خطر انها را تهدید می کند.
زنده ماندن میراث فرهنگی : گذر زمان در جوامع در حال توسعه گاهی موجب کم شدن توجه مردم از میراث فرهنگی و هنری خود می شود و سنت ها کمرنگ و نزد مردم از مد افتاده می شوند و یا فقط نمادی از آنها نزد کهنسالان باقی می ماند اما وقتی گردشگری با توجه گردشگری فرهنگی گسترش پیدا کند این سنت ها و جشن ها و آیین ها با تقاضا روبه رو می شوند که نتیجه ی آن می تواندزنده سازی و تقویت میراث فرهنگی باشد . البته این کار می تواند یک تاثیر منفی هم داشته باشد و آن این است که ممکن است این فرهنگ ها جنبه ی بازاری به خود بگیرند یعنی طوری اجرا شوند که مورد خوشایند گردشگران واقع شود نه آن طور که واقعا بوده.
مفاهیم فرهنگی مرتبط با آثار اجتماعی – فرهنگی :
هنجارها و قوانین : یعنی همان چهارچوبی که مردم برطبق آن عمل می کنند .
احساس شناسی : نمایش احساسات به نحوی که برای جامعه قابل پذیرش و هضم باشد . روش ابراز احساسات یا پنهان کردن آن از کشوری به کشور دیگر فرق می کند .
شرق ستیزی : که ناشی از درک نکردن فرهنگ های شرقی و جنبه های پنهان پیچیدگی های شرق است .
تعهد فرهنگی : تعهد فرهنگی باعث می شود که فرهنگ جامعه میزبان در برابر میهمان مغلوب نباشد یعنی نسبت به سنت ها و فرهنگ خود پایبند هستند ، ژاپنی ها از نمونه های بارز تعهد به فرهنگ هستند .
نژاد پرستی : بطور خلاصه نمونه ای از نژاد پرستی این است که بیشتر جهانگردان بطور ناخودآگاه کشورهای مورد بازدید را با محیط محل سکونت خود مقایسه می کنند .
حالا به مطلب دیگری تحت عنوان ظرفیت تحمل می پردازیم که برروی وژگی های اجتماعی و فرهنگی مقصد اثر می گذارد . ظرفیت تحمل آستانه یا سقفی برای فشار ناشی از بازدیدکنندگان است که مقدار بیش از آن غیرقابل تحمل می شود .
ظرفیت تحمل سطح و میزان حضور جهانگردان است که بر جامعه میزبان و محیط و اقتصاد آن تاثیر می گذارد هم برای جهانگردان و هم برای میزبان قابل قبول است و حالتی پایدار دارد . برای ظرفیت تحمل عوامل مختلفی از جمله عوامل محلی و عوامل بیگانه دخیل هستند .
استراتژی هایی برای خنثی کردن اثرات منفی فرهنگی – اجتماعی جهانگردی :
اطلاعات پیش از سفر : به نظر من تمام مشکلات از همین جاست یعنی اگر مما بدانیم که کجا می رویم وبا چه فرهنگ و جامعه ای رودررو خواهیم شد بسیاری از مشکلات حل می شود.
تفسیر در محل : این تفسیرها به شکل های مختلفی مانند علائم ، دفترچه ی راهنما ، نمایش فیلم و ایجاد مراکز جهانگردی برای آشنا کردن افرادو تهیه نوارهای آموزشی و شیوه های دیگر.
بازاریابی اجتماعی : بطور خلاصه یعنی اینکه تصویر های فرهنگی را به جامعه بقبولانیم که شامل تقویت نقاط برجسته ی فرهنگ محلی و از بین بردن بخش های نامطلوب است که جنبه ی خرافات پیدا کرده است .
تشکیلات مناسب : بطور خلاصه یعنی اینکه با امکانات مناسب شرایطی فراهم بیاید که حرمت مکان و مردم حفظ شود .
ایجاد تماس هایی برای تماس های فرهنگی : یعنی بوجود آوردن شرایطی که جهانگردان بتوانند خود فرهنگ را لمس کنند مثلا در استرالیا برای جهانگردان شرایطی مهیا می شود که بتواند در جامعه ی آن قبیله مشارکت کنند و از نظر تهیه غذا و صید و شکار به تفریح بپردازند .
منابع:
شناخت گردشگری
جهانگردی در چشم انداز جامع
مدیریت جهانگردی مبانی،راهبردها و آثار
اصول و مبانی جهانگردی
جغرافیا و صنعت توریسم
شاد و سلامت باشید

